آنچه گذشت جدا از جشنهای آئینی اجداد زرتشتی ما موسوم به گاهنبار (جشن تغییر فصل) یا جشنهای دینی چون مراسم بَرسم و غیره بود . بدین ترتیب ایرانیان در طی سال حداقل سه دسته جشن و بزرگداشت داشتند : جشن های تقارن نام روز و ماه ، جشنهای آئینی چون کُستی بستن و غیره ، جشنهای مربوط به تغییر فصول یا گاهنبار .

  امابهانه این نوشته آنکه مسعود سعد ، شاعر بلندآوازه ایران در قرن ششم ، که زادگاه و محل سکونتش در نواحی هندوستان بوده، منظومه ای تحت عنوان اسامی روزهای ایران باستان دارد که در سُرایش آن قطعاً منابع پارسیان هندرازیرنظرداشته و انگیزش آنان دروبی تأثیرنبوده . متن کامل این منظومه در چاپ کامل دیوان شاعر به اهتمام مرحوم رشید یاسمی آمده است و نوشته حاضر درصدداست این اثررامعرفی وسابقه نامگذاری فوق رابیان نماید.

  در کتب مربوط به گاهشماری قدیم ایرانیان ذکر شده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز می گرفتند و پنج روز و خرده باقی مانده هر سال رادرتقویم به شمار نیاورده ، درمقابل این پنج روزرا(درعربی موسوم به خمسه مسترقه) به نام پنج فصل از فصول کتاب نیایش گاتها نامگذاری نموده و این ایام را به جشن و شادی و آمادگی برای نوروز صرف می کردند .    

   به روایت کتاب «التفهیم....» ابوریحان بیرونی ، ایرانیان گذشته ازآن پنج روزكه برتقويم سال مي افزودند(خمسه مسترقه) الباقي شش ساعت باقی ماندهرسال را اهمال ومي گذاشتندتاجمع شود، وچون دریکصد و بیست سال یک ماه تمام مي شد،آنگاه برای تنظیم مجددسال آن یک ماه رابه سال افزوده،سال سیزده ماه وکبیسه می گفتند . در آن ماه اضافی آداب مخصوصی اجرا می شد که شرحش در کتاب مذکور رفته است .جالب است که رقم یکصدوبیست سال وآرزوی عمربه آن مقداروديدن دوكبيسه که غالباًدرگفته های روزمره عنوان می شودازهمینجاناشی شده است.

 اما آنچه برای ما مهم می نماید ومقدمه مطلب موردبحث ذکر ابوریحان از جشنها و مناسبتهای تقویمی ایرانیان قدیم ، و به ویژه ذکر این مطلب است که چنانکه گذشت ایرانیان برای روزهای هر ماه نیز نامی داشتند و تقارن نام روز و ماه را جشن می گرفتند.شاعرموردنظرما،مسعودسعدنیزآنراتأییدوبلکه تفصیل داده واسامی ومناسبت روزهارابه ترتیبی که خواهد آمدذکرکرده است .دو نکته قابل افزودن اینکه نام این روزها نیز چون نام ماهها از نامهای امشاسپندان(فرشتگان مقرب اهورمزدا) گرفته شده ، ودیگر آنکه نام ماهها با آنچه امروز مرسوم ودرسالهاي اخير (یکهزاروسیصدوچهارهجری شمسی) تصویب ومقررگردیده اندک اختلافی نشان می دهند .

نامهای ایزدان این روزها به نقل از نوشته پهلوی «ستایشن سی روزگ» و نیز کتاب التفهیم... ابوریحان که دراین مورد انطباق کامل دارند از این قرار است :

1- اوهرمزد (هر مزد) روز   

16- مهر روز

2- بهمن روز

17- سروش روز

3- اردیبهشت روز

18- رشن روز

4- شهریور روز

19- فروردین روز

5- اسپندار مذ روز

20- بهرام روز

6- خرداد روز

21- رام روز

7- امرداد روز

22- وای روز

8- دی به آذر روز

23- دی به دین روز

9- آذر روز

24- دین روز

10- آبان روز

25- اهریشونگ روز (ارد)

11- خور (خورشید) روز

26- اشتاد روز

12- ماه روز

27- آسمان روز

13- تیشتر (تیر) روز

28- زامیاد روز

14- گوشورون روز

29- مهر سپند (مار سفند)

15- دی به مهر روز

30- انیران (الغران) روز

   اما  یادآوری دو نکته در این مقام ضروری می نماید : اول اینکه تلفظ نامهای فوق مطابق منابع بالا با آنچه مسعود سعد ذکر نموده است اندک اختلافی نشان می دهند که محتمل است ناشی از بدخوانی متون پهلوی یا تفاوت لهجه ها در نواحی هندوستان كه محل سكناي شاعربوده باشد .

دوم اینکه نام برخی روزها چون (دی به مهر) مقدمه روز بعد که مهر روز بوده به حساب می آمده که روزی با اهمیت و پیشوند دی به معنی دیروز یا روز گذشته شاهدی تواند باشد بر این مدعا . اما این نکته را هم ناگفته نگذاریم که نامهای فوق در نزد شاعران ونويسندگان قدیم ایران در بعد از اسلام ، لااقل تا قرن پنجم که نگارنده می شناسد ، مرسوم و تداول داشته و نمونه های زیادی از آن در اشعار شاعران یافت می شود . از باب مثال منوچهری در بیتی گفته است :

       می خورکت باد نوش ، بر سمن و پیلگوش     

                                                روز رش و رام و جوش ، روز خور و ماه و باد

و یا اشاره فردوسی به نام این روزها در تاریخ اتمام شاهنامه است که گفته :

                              به ماه سپندارمز روز ارد....(که مطابق تاریخ امروز بیست و پنجم اسفند شود) . 

(ستایشن سی روزگ) یا متن ادعیه سی روزه ماه از متنهای دینی زرتشتی به زبان پهلوی است که کمتر شناخته شده و برخی آن را جزیی از کتاب خرده اوستا،ازپنج جزوکتاب اوستادانسته اند. گفتنی است متن مورد نظر پیش از یافتن اصل پهلوی آن که تحت عنوان «پازند ستایش سی روزگ» معرفی گردیده ، به یکی از لهجه های محلی هند موجود وچه بساازدورزمان وجودداشته وهمانست كه به دست شاعرايراني تبارمسعودسعدسلمان به شعردرآمده است.

نظر به اهمیت ادعیه مذکورنزد بهدينان كه براي هرروزآمده،آنچه در اغلب منابع زتشتی هم ذکر آن رفته است، شاعر مانيزاهتمام جدي درحفظ آن رواداشته وبه زبان شعرسروده است. با قید این نکته که در منظومه مسعود سعد نظربه مقتضيات زمان تلاش نموده بخشی از این ادعیه را باکیفیت ممدوح ، چنانچه خواهیم دید، انطباق دهدوبدين بهانه ذكرآن رابياورد..

برای کمک به درک بهترمطالب آمده درمنظومه مسعودسعدلازم به توضیح می دانم به طور کلی می توان مضمون هر ادعیه از این اثر(ستایشن...) را به سه بخش تقسیم نمود ؛ نخست ستایش اوهرمزد و امشاسپندان به طورخاص ، دوم سپاس داری از خالقی که ایزدان مورد ستایش(امشاسپندان) را برای سود رسانیدن مینوی و دنیوی آفریدگان آفریده است كه در این قسمت معمولاً ویژگیهای مینوی و مادی هر ایزدجداگانه بیان شده ومورد ستایش قرار گرفته است . در بخش سوم یک بار دیگر اوهرمزد را مخاطب مستقیم قرار داده و از او می خواهد که پشتیبانی و کمک ایزد مورد نظرصاحب آن روز را همچنان شامل حالش گرداند تا او و خانواده اش بتوانند زندگی خوب و خوشی داشته باشند و پس از مرگ هم ساکن بهشت شوند .

وبازیکی از ویژگی های این مجموعه از نظر محتوايی آن است که بر طبیعت مادی ایزدان ویاهمان امشاسپندان ازدیگر منتهای پهلوی بيشترتکیه شده است .به بیان دیگر در بیشتر دعاها پس از بیان طبیعت دوگانه ایزد یا امشاسپندمنظور ، سرشت مادی او به تفصیل توصیف شده است.به عنوان نمونه برای ختم این مطلب لازم می دانم برگردان چند سطر از ابتدای ستایش شهریور روز را در اینجا بیاورم

«...سپاسدارم از دادار ، به افزونی ، خدای نیکی ده نیک ، داداری که از آن پس که تو را ، ای شهریور مینوی ، خواسته و سود و بهزیستی که طبیعت مادیت از فلز است بیآفرید . دارایی مردم آن زر و سیم ارجمند شد که با آن گیتی را ورزند ، و نیز آن آهن تیز ابر کار که با آن زمین را ورزند ، و به آن دشمن را زنند ... (مأخوذاز مقاله یک ستایشنامه زردشتی ..كه شرحش خواهدآمد )

مرحوم پور داود نیز در مقدمه کتاب یشتها ، یکی از پنج کتاب اوستا ( حاوی سرودها و ادعیه مراسم و اعیاد زرتشتی ) تذکری ازاین باب داده ودر آنجا گفته اند : «... بیشتریشتها دارای اسامی ایزدانی است که سی روزه ماه نیز دارای اسامی ایشان است. اسامی این سی ایزد یا فرشته که روزهای ماه در تحت حمایت آنان است نیز در دو سی روزه کوچک و بزرگ در خرده اوستا مرتباً یاد شده ، ولی دریشتها با این ترتیب رعایت نشده است....» (كتاب يشتها.برگردان مرحوم پورداود.چاپ دانشگاه تهران)

                                    **************

مسعود سعد ، شاعر بلند آوازه ایران در قرن پنجم ونیمه اول قرن ششم هجری،ظاهراً به مناسبت مدح ممدوحی در دیوانش،وبا اشراف کامل به نام ماههای فارسی وروزهای ماه در ایران باستان و علت نامگذاری هر یک ، منظومه مدح گونه ای دریادکردنام ماههاوروزهای باستانی ایران سروده است، در قطعات جداگانه و با وزن و قوافی مختلف ، که حضور آن در دیوان شاعر به واسطه هندوستانی بودن توطن او عجیب نمی نماید و بدون شک از منابع پارسیان زرتشتی مقیم هند بهره گرفته وبا آنان ارتباط داشته است.آنچه به هرحال اهمیت داردنخستین باراست که می شنویم شاعری ایرانی ازقرون میانه اسلامی به منابع پارسیان هندعلاقه نشان داده وچه بساباآنان دمخوربوده است،كه اين خود باب جدیدی برای تحقیق دراین زمینه است.شاعر مذکور چنانکه می دانیم علی رغم اینکه اجدادش از اهل همدان ایران بوده اند زادگاهش هندوستان و برای مدتی امور دیوانی شاهزادگان غزنوی حاکم بر هندوستانرا به عهده داشته . نامبرده حتي چندگاهی حکومت ناحیه چالندر در این سرزمین را عهده داربوده، ولی بعد به سعایت مخالفانش معزول  و از آن پس به زندان افتاد که چیزی حوالی بیست سال از بهترین ایام عمرش رادر زندان گذراند.

  قدر مسلم این منظومه در ایام حکمروایی یکی از شاهزادگان این سلسله ، یعنی ملک ارسلان نام سروده شده است . مرحوم رشید یاسمی در مقدمه دیوان مسعود مسعود به تصحیح خودشان ذکر می کنند که سلطان مسعود (سوم ) غزنوی در سال 509 هـ . ق بدرود حیات گفت و پسرش شیرزاد که والی هندوستان بود به جای او نشست ، ولی پس از اندک مدتی شیرزاد به دست برادرش ملک ارسلان مقتول گردید و تخت سلطنت غزنوی هندوستان نصیب این شاهزاده اخیر گردید که مصادف با اواخر حیات مسعود سعد نیزبوده است . دردیوان شاعر مکرر به دوران فرمانروایی و جنگ و گریزهای ملک ارسلان با برادرش بهرامشاه اشاره رفته و از آن همه آنچه قابل نأمل است اینکه مسعود سعد پس از چند دوره زندان قریب بیست ساله و مشتقهای دیگر در عهد این پادشاه با رفاه و نعمت به سر می برده. چنانکه خوددرشرايط آن روزگارش وبعداززندانهاي طولاني می گوید :

          میان خلق سزاوار و تازه کرد مرا            مکارم تو چو سرو و چو سوسن آزاد

     کدام شاهی هرگز به مادحی این داد؟         به بارگاه تو کان هست و باد مرکز ملک

        محل و رتبت من پای بر سپهر نهاد ...(مقدمه مرحوم رشيدياسمي برديوان مسعودسعدسلمان.چاپ اميركبير1362)

لازم به ذکر است که در این نوشته نخست از متن ستایشن سی روزک که در مقاله ای تحت  عنوان «یک ستایشنامه زردتشتی به زبان پهلوی» از دکتر حمید محامدی (نشریه خرد و کوشش ، شماره 11 و 12 انتشارات دانشگاه پهلوی (شیراز ) بهار و تایستان 1352 ) استفاده شده.آن گاه برای متن ادعیه مراجعه نمودم  به کتاب History of the parsis  ، از مولف زرتشتی دوشابچی فرامجی کارا (Dosabhai  Framji Kara  ) چاپ لندن 1884 که در برگیرنده منقولات دستور زرتشتی آذرباددستور ( Adarbads Dastur ) است . افزون بر آن به متن و حواشی یشتها ، گزارش پور داود، به کوشش دکتر بهرام فره وشی ، انشارات دانشگاه تهران 1356 ، و در نهایت دیوان مسعود سعد سلمان ، به تصحیح رشید یاسمی ، تجدید چاپ 1362 ، امیر کبیر، نظر داشته ام .

دردیوان مسعودسعد،چنانکه اشاره شدنخست نام ماههای فارسی كمابيش به همان ترتیب که امروزاست ذکر، وسپس مي پردازد به نام روزهای هر ماه از تاریخ ایرانیان قدیم.ازباب نمونه چندبیتی ازذكردوماه اول سال ایرانی به روایت مسعود دراینجامي آوريم وآنگاه می پردازیم به اسامی ومناسبت روزهاي هرماه به گفته او:

فروردین ماه:

   خدایگانارامش گزین وشادی بـــــــــین       که مژده دادت ازبخت ماه فروردین

   همی چه گوید؟گویدکه ملک هفت اقلیم       به حکم وامرتوخواهدشدن زهفت اقلیم...

اردیبهشت ماه:

     بهشت است گیتی زاردیبهشت          حلال آمدای مه می اندربهشت

   به شادی نشین هین ومی خواه می        که بی می نشستن زشتست،زشت.....

واینک نام ومناسبت روزهای فرس باستان چنانکه مسعودسعدبیان داشته:   

1ـ اوهرمزد (هرمزد ) روز ـ روز منسوب به اهورامزدا که در کتاب یشتها هرمزد یزد  ذکرشده . این روز به نام اهورمزدا ، پروردگار جهان نامگذاری شده بود و اختصاص به شکر گزاری به  درگاه اهورمزدا ، پروردگار جهان و جهانیان ، در عین حال سپاسگزاری از ایزدان مقرب (امشاسپندان) دارد . در این روز نیک می دانستند انجام عقد و عروسی ، ورود به خانه جدید و اعمال مشابه آن را . مسعود سعد در توصیف این روز سروده است :

  امروز اورمزد ست ، ای یار می گسار             برخیز و تازگی کن و آن جام می بیار

  ای اورمزد روی ، بده روز اورمزد                 آن می که شادمان کندم اورمزدوار

-2 بهمن روز ، به نام بهمن ، بزرگترین فرشته مقرب ایزدی.نیک است مردم در این روز در محافل علمی شرکت نمایند و بر شاه است که در این روز با خردمندان مشاوره کند. مردم باید در این روز خردمندی نشان دهند و در اعمال خود رعایت رحمت و عدالت را بنماید . مسعود سعد گوید :

          بهمن روزای صنم دلستان         بنشین با عــــــاشق در بوستان

           شاد نشینیم کزین مملکت         خلق جهان هست همه شادمان...

 -3اردیبهشت روز ، در آن روز نیک است مصالحه کردن و به همگان محبت  نشان دادن . دروغ و تباهی را از خود دور کردن و به اعمال دوستانه و انسانی گرویدن .کودکان دراین روز با آداب دینی آشنا شوند و از آن پس سپاسگذار خداوند جهان گردند . این روز از دیدگاه مسعود سعد :

     اردیبــــــــهشت روزست ای ماه دلستان               امـــــــروز چون بهشت برینست بوستان

    زآن باده ای که گرددازوتازه طبع و جان              زان باده ای که خرم ازوگشت عیش وعمر

    زیرا رسیده ایم به دولت به کام خویش                در ملک و دولت ملک و شاه ارسلان

 -4شهریور روز ، که اختصاص به شاهان ، وزیران و اعیان مملکت می داشت. در این روز گنهکاران را عفو می کردند ، بزرگسالان به زیر دستان مهربانی می نمودند.روز حمایت از فقرا د ر برابر اغنیا و روز حمایت از فقرا در برابر اغنیا و روز رعایت عدالت از جانب قدرتمندان نسبت به ضعفا و حمایت از این گروه بود تا از رنجشان کاسته شود.از مسعود سعد:

       ای تنت راز نیکویی زیور              شهره روزیست روز شهریور

        تا به اقبال شهریار جهان                بگذارانیم جان به لهو و طرب

5 - اسپندارمذ روز ، نیک می دانسته اند زن به خانه بردن ، به خانه جدید رفتن ، معضل قدیمی را رفع کردن . در این روز کشاورزان به کشت می پرداختند ، آنچه در این روز انجام می گرفت دوام می یافت ، کسانی که در این روز زاده می شدند  در طالعشان صبر و بردباری و نیز عظمت و بزرگی مسطور بود .

    سپندار مذ روز خیز ای نگار              سپند آرما را و جام می آر

    سپند آرپی آنکه چشم بدان              بگرداند ایزد از این روزگار ...

 6 - خراد روز ، روزی بود برای نظافت تن ، در این روز نیک می دانستند چشمه جدید حفر کردن، راه جدید هموار کردن ، تقسیم نمودن آب ، ذخیره نمودن آن ، و نیر محصول که خوشبختی می آورد . هر عمل نیک در این روز پسندیده بود. از مسعول سعد :

    خـــــــــرداد روزداد نباشد که بامــــــداد                         از لهو و خرمی بستان و زباده داد

   از باده جـــوی شادی و از باده باش خوش                          بی باده این جهان صنما ، بادگیر ، باد

   خاصه که عدل شاه جهان چون بهشت کرد                        دریای خرمی و بطر بر جهان گشود...

 -7 امرداد روز ، که آخرین روز اولین هفته بود از ماه زرتشتی. واین روز جدای از روزهای دیگر هفته می نمود. در این روز شخص باید جان و روان خود را به آسایش سپارد. این روزی است که شخص باید محاسبه ای از دارایی گرد آوری کرده،اخلاق و منش، سلامتی ، کشاورزی ، باغ ، درختان وگل و نهالستان خود بنماید. آنگاه آن همه را با دستورات مزدیسنا سنجیده و چون پدیده ای مذهبی بدانان بنگرد.مسعود سعد :

                    روز مرداد مژده داد بدان         که جهان شد به طبع باز جوان

                   عدل بارید بر جهان یکسر       دولت و ملک شهریار جهان ...

 -8دی به آذر روز ، و به گفته مسعود ی به آذر روز، که روز خالق جهان شمرده می شد. در این روز نیک بود که بنیادهای اخلاقی دیانت زرتشتی بازنگری گردد، در این روز باید به پرهیزگاران پاداش داده می شدوباهدایایی از پاکی ودیانت ایشان تقدیس می گردید.مسعود سعد :

           دیباذ دی است ، خیز و بیار ای نگار می     ای ترک می بیار که ترکی گرفت دی

         می ده به رطل و جام که دربزم خسروی     بنشست شاد شاه ملک ارسلان به می ....

-9آذر روز ، در این روز نیک می دانستند به عیادت بیماران رفتن و طلب شفا برای ایشان کردن به توسط اجرای مراسم دعای هیم ( مراسم مذهبی که در آن شیره گیاه هوم می نوشیدند) ودرمحل مقدس مخصوص به آتش.همانگونه که نیک بود در این روز به آتش هدایا تقدیم داشتن.

مسعود سعد :

  ای خرامنده سرووتابان مــــــاه            روز آذر می چو آذر خواه

  شادمان کن مرا به می که جهان           شادمان شد به فر دولت شاه ....

 -10اُوان ( آبان ) روز ، در این روز نیک بود سفر دریا کردن ، حفر جوی آب کردن و گشودن راه برای عبور آب. روز تطهیر آب چاه،کاشتن درخت و جز آن.ونیز این روز روزی نیک بود برای شروع کارهایی که برای کشاورزان مفید بود . در عین اینکه د راین روز از هر آنچه که آب را آلوده می نمود اجتناب می کردند.مسعود سعد راست :

   آبان روزاست و روز آبان          خرم گردان به آب رز جان

   بنشین به نشاط و دوستان را       ای دوست به عزّ و ناز بنشان

      تا باده خوریم و شاد باشیم      بر یاد خدایگان کیهان ...

 11 - خور ( خورشید) روز ، روزی بود نامگذاری شده به نام خورشید و تأثیر نور و حرارت آن بر جهان،چرا که روز همواره بهترین زمان از آفریده های اهورا مزدا بود. تمام اعمال نیک در روز انجام می گرفت وآن تحت تأثیر نورخورشيد بود.مسعود سعد:

   روز خور است ای به دورخ همچو خور      تافت خور از چرخ فلک باده خور

   باده خـــــــورونیزمـــــــرابـــــــاده ده       خــــــوبی احوال زمــــــــانه نگر ...

12- ماه روز : نیک بود در این روز سراپا گوش بودن ، هم نیک بود دعا به جای آوردن برای شادي و روشنایی روان. یزدان پرستان ایران اجتناب داشتند که در این روز خود را به هر کار دنیاوی مشغول نمایند یا بدان اهمیت دهند. درعوض ترجیح می دادند که در این روز بیشتر به دین بپردازند. مسعود سعد :

   ماه روز ای به روی خوب چو ماه         باده لــــــعل مشک بوی بخواه

   گشت روشن چو ماه بزم که گشت          نام این روز ماه وروی تو ماه

    شاد گردان به باده ما را ، خیز             که جهان شاد شد به دولت شاه ...

13- تیر روز ، در این روز نیک بود که افراد به مجامع علمی وارد شوند و در آنجا چهار شاخه از علم بیاموزند ؛ نوشتن ، نجوم ، کشتیرانی ، استخراج چشمه های آب . بیاموزند که چگونه چاه حفر کنند،جوی بسازند تا آبها در آن جریان پیدا کند، هنر ساخت پل بیاموزند ، همینطور ساختن قایق و کشتی.وسرانجام روح و جسم خود را به آموختن شنا مشغول دارند .مسعود سعد:

    ای نگار تیر بالا ، روز تیر         خیز و جام باده ده بر لحن زیر

   عاشقی در پرده عشاق بود            راه های طبـــــــع خواه دلپذیر

    شعرهای شهره از من گوش دار     در ثنای شهریار شیر گیر...

14- گوش روز ، که آخرین روز ازهفته دوم ماه بود . در این روز نیک می دانستند زین کردن وسوار شدن چهارپایان از قبیل اسب ، استر و غیره را.در این روز امر شبانی و کشتی رانی موقوف و زمان آسایش آنها بود. در این روز ایضا شخص نباید از گوشت حیوانات می خورد، بلکه تنها شیر می نوشید.در روز گوش، همچنانکه روز نیران، لازم بود سم چها رپایان باربر را تمیز و نظافت آنان انجام و به اسطبل و علیقشان برسند.از مسعود سعد :

     گوش روز ای نگار مشکین خال       گوش بر بط بگیر و نیک بمال

    من ز بهر سماع  خواهم گوش             بی سماعم مدار در هر حال

    من نگنجم ز شادی اندر پوست            زانکه بینم به کام نیک سگال ...

15- دی به مهر روز ، که این روز اختصاص داشت به شروع در هر کار جدید مربوط به آموختن خرد و مذهب . چرا که این روز بطور خاص نگریسته می شد در تحت قیومت دین در آمدن ، به تصمیمات شرعی پرداختن و نیز روزی بود برای سخاوت پیشگی .مسعود سعد :

    ای مرا همچو جان و از جان به         بامدادان نشاط کن ، بر جه ؟

    دی به مهر است مهربانی کن           کز همه چیز مهربانی به ...

16- مهر روز ، یا روز میثرا( مهر ) ، چرا که در بین ایزدان تنها مهر است که به اعمال خوب یا بد تمام مخلوقات اختصاص دارد. در این روز نیک می دانستند شرایط مجرمین را بهتر نمودن ، به مردمان نیک اندیش مهربانی کردن ، جشنهایی به افتخار دوستان برپا کردن ، بُخور سوزاندن ، بدی ها را فراموش کردن و به پرهیزگاری اندیشیدن و همواره به دیگران مهربان و دوست بودن . مسعود سعد :

 روز مهر و ماه مهرو جشن فخر مهرگان      مهر بفزای ای نگار ماه چهرمهربان

مهربانی کن به جشن مهرگان و روز مهر     مهربانی به ، به روز مهر و جشن مهرگان.

17- سروش روز ، روزی با شکوه و هستی بخش ، زیرا که در این روز اهورامزدای بزرگ ایزد سروش را به عنوان فرمانروا و محافظ این جهان منصوب کرد . در این روز بر مزداپرستان واجب بود به واسطه پرهیز از بدیها از گناه اجتناب نمایندو به کارهایی پردازند که آنان را از فکر گناه باز دارد ، چون زمزمه کردن اوراد و اذکار. مسعود سعد :

   روز سروشست که گوید سروش        باده خور و نغمه مطرب نیوش

  سبز شد از سبزه همـــــه بوستان         لعل می آر ای صنم سبزپوش ..

18- رشن روز ، در این روز شخص نباید دروغ بگوید ، یا کاری کند که به دروغ انجامد ، هیچ عمل خلافی انجام ندهد ، هیچ وعده خلافی ندهد ، تنها از حقیقت و عدالت سخن گوید. از غوطه خوردن در آب بپرهیزد و از هر آنچه که بر طبیعت انسانی او تحمیل گردد.از مسعود سعد :

   روز رشن است ای نگار دلربای         شادبنشین و به جام می بگر ای

تا توانی هیچ یک ساعت مباش              بی می شادی فزای و غمزدای

می خور و در ساز گیتی دل مبند            سازگیتی خود همی سازد خدای ..

19- فروردین روز ، وآن زمانی بود برای آمدن فروَهَر به این جهان ، در عین اینکه جشنهای موسوم به آفرینگان (جشنهای معرّف تغییر فصول و ...) یعنی یزاشن ، دارون و میازد در این روز پیش بینی شده و آن به نام تمام فروَهرها (ارواح) پرهیزگار و از فروهرها به تمامی زرتشتیان واصل می شد .مسعود سعد :

   فروردین است و روز فروردین           شادی و طرب را کند تلقین

   ای دو لب تو مرا چو می، مي ده         کان باشد رسم روز فروردین

20- بهرام روز ، در بین ایزدان نامرئی ایزد بهرام فرمانده لشکریان و دارای بیشترین سپاه شمرده می شد.در جنگ میان ایزدان و شیاطین ، و تبلور آن که شکار زمینی باشد بهرام هماره فرمانده ای لایق و پیروز شناخته می شد . در این روز زرتشتیان لباس رزم می پوشند ، برای مقابله با دیوان و موجودات اهریمنی .مسعود سعد :

  ای روز تو به خوبی افزون زمهر و ماه         بهرام روز بادة بهرام رنگ خواه

  اندوه این جهان مخور ای ماه ، شادباش        کامروز شادمانست از تخت و تاج شاه...

21- رام روز ، روز مربوط به خدایان سعادت است . در عین حال روزیست که باید مصروف آمادگی و تجهیز قوای نظامی گردد . در این روز سلاحها را آماده کرده ، لباس رزم پوشیده و آماده مبارزه با بدیها و اهریمنان می شدند تا عدالت را در جهان برقرار کنند .از مسعود سعد :

  رام روز است ، بخت و دولت رام           ای دلارام خیز و در ده جام

   کام ران و جهان به لـــــــــهو گذار           که خداوند ما رسید به کام...

22- باد روز (در منابع زرتشتی روز واتا به معنی جنبش و تحرک) که آخرین روز از هفته سوم ماه محسوبست . این روز را از بقیه روزها جدا می دانستند ، چرا که روز محاسبه شخص نسبت به اعمال خوب و بدی که انجام داده است بود.اعمال شش روز گذشته هفته . در این روز نیک می دانستند رفتن به نزد اشخاص با فضیلت و به آموزشهای اخلاقی ایشان گوش دادن . روز واتا برای آن بود که شخص سریعاً اعمال بد و خوب گذشته را بسنجد و با کمک گرفتن از واتا بدیها را از خود دور سازد .مسعود سعد :

   چون باد روز روز نشاط آمد ای نگار        شادی فزای هین و بده باده و بیار

باده است شادی دل ، پیوسته باده خور          بی باده هر چه بینی ، باد هوا شمار...

23- دی به دین روز. در این روز نیک می دانستند مذهب را به مردم نیکوکار عرضه کردن  وتشویق ایشان به راندن افکار پلید ، نهی ایشان از هر گونه ارتکاب گناه و تشویق ایشان به اعمالی که در تأئید دین باشد .از مسعود سعد :

    دی به دین است و دین مرد خرد                آن شناسم که لعل باده خورد

    باز دارد خــــــــــرد تو را ز نبیذ                 مشنو اندر نبیــــذ پندخــــرد

    ای شگفتی نبیذخـــــــواره همی                  صد هنر در نبیذ بر شمرد

24- دین روز.در این روز نیک می دانستند تشکیل محافل دینی و سخن گفتن از دین زرتشتی را.نیک می دانستند انتخاب زوج و اصلاح حال خانواده ، آماده شدن برای تشکیل خانواده و فراهم آوردن مقدمات تحصیل آدمهای دیندار .از مسعود سعد :

   دین روز ای روز تو آکفت دین          می خور و شادی کن و خرم نشین

   با می و می خوردن دین را چه کار؟    می خورد ومی نوش و قوی دار دین ...

25- خرد روز (در ابوریحان و دیوان مسعود سعد ارد ضبط شده که شکل پهلوی خرد است).در این روز آقا و کدبانوی خانه کودکان را با لباس مطّلا ، یا مزّین به طلا تزئین و آرایش می کردند ، و نیک می دانستند اطعام کردن به فقرا و کمک به ایشان را .مسعود سعد :

    ارد روزست فرخ و میمون            با همه لهو و خرمی مقرون

    ای دلارای یار گلگون رخ             خیز و پیش آر باده گلگون..

26- اشتاد روز ، نیک می دانستند در این روز افرادی که اعمال نیک داشته اند تقدیس گردند  و آنان که اعمال بد داشته اند عقوبت گردند . در این روز مرسوم بود که مردم برای رفتن به جنگ بدیها تجهیز گردند ، چون ایزدان و قهرمانان دینیار. مسعود سعد :

   اشتاد روز و تازه زگل بوستان        ای دوست می ستان ز کف دوستان

   در بوستان نشین و می لعل نوش      زیرا که سبز گشت همه بوستان...

27- آسمان روز.این روزی است که در آن نباید هیچ شکی از پلیدی به دل راه داد ، بلکه در مقابل همواره باید گمانهای نیک برد . مثل آنچه مربوط است به عبادت زاهدانه ، دادو ستد منصفانه و سرانجام ستیز بر علیه بی عدالتی .از مسعود سعد :

  آسمان روز ای چو ماه آسمـــــان             باده نوش و دار دل را شادمان

  جان زباده شاد کن ، زیرا که عقل             باده را ببیند همی شادی جان...

28- زامیاد روز ، که در روایت زرتشتیان جمیاد روز است. ودر آن گفته شده نیک باشد در باغ بر بستر گلها خفتن ، به سفر رفتن ، به خانه تازه ساز کوچیدن ، حَرس کردن درختان و البته کارهای خوب دیگر کردن . اما به نزد طبیب نباید رفت .از مسعود سعد :

   چون روز زامیاد نیاری زمــــی تو یاد؟       زیرا که خوشتر آید می روز زامیاد

   خاصه به یاد شاه ملک ارسلان که چرخ      هرگز نداشتست چو او هیچ شاه یاد ..

29- مار اسپند روز.دراین روز مقرر بود ؛ یکی برای برآوردن حاجت نسبت به تحصیل و علم و خرد ، و به ویژه خرد دین ، و دیگر برای پرداختن به سلامت تن ، هم نیک می دانستند این روز را برای پرداختن به کارهای ادبی در جهت تقویت و شکوه دین. از مسعود سعد :

    ای دلارم روز مار سپند              دست بی جام لعل می مپسند

    خرمی درجهان خرم بین             شادمانی کن و به ناز بخند

    زانکه عدل خدایگان جهان           بیخ جور و نیاز را بر کند .........

30- انیران (الغران) روز ، که آخرین روز ماه بود . این روز را روز استراحت از کار و مشغله و پرداختن به کارهای با فضیلت می دانستند ، روز ستایش یکی از ایزدان و آماده شدن برای روز اول ماه دیگر که با ستایش اهورامزدا آغاز می گردید . در این روز باید طهارت می کردند ، لباسهای خوب می پوشیدند ، خود را معطر می نمودند و از کارهای بد اجتناب می کردند . از مسعود سعد :

    انیران زپیران شنیدم چنــــــــان               که می خورد باید به رطل گران

    بیاد ای نگار آن می مشکبوی                 کزونافه مشک یا بی دهــــــان

    دل اندر کم و بیش گیتی مبند                  همی دار جان را همی شادمان...

لازم به توضیح است در همان منبع سابق الذکر ايضاًدر پیرامون پنج روز باقی مانده سال (خمسه مسترقه)آمده است که این ایام اختصاص به اهورامزدا داشت ، روز اول به نام هرمزد ، و چهار روز دیگر مختص بودبه ایزدان دیگر ، از جمله بهمن که بزرگترین فرشتگان مقرب بود ، و دیگر آذر ، میثرا و دین مقدس .             پایان

                                                                     تیر87 دکترعلی اکبرخانمحمدی